.....
اولش فکر میکردیم داریم زندگی میکنیم . بعدشم بازم فکر میکردیم بهشتم میریم .
اما بجای بهشت اومدیم یه جای دیگه.
بازم اولاش خوب بود (ظاهرا) بعدش قلبامون تند تر زد . زد و زد و زد تا که دیدیم ....
آخی این بار فکر کردیم به همه چیز رسیدیم جز خدا . اما لعنت به این خدا .....
هر کدوم یه شمع داشتیم . اما دینمون رو ازمون گرفت. کی ؟ خب شمعه دیگه.اما بازم سوختیم.
آخه می خواستیم شمع داشته باشیم . خودمون رو کشتیم که یه بارم که شده ..... . .پروانه ی بیچاره.
بازم لعنت به این خدا ......
حالا اما میمونیم میریم نمیدونم . شاید رفتیم بهشت.
راستی واسه رفتنمون چی داشتیم:
دلمون :نه بابا اونو که شمع سوزوند.
ایمانمون:دل خوش سیری چند.
صداقتمون:بهمون نشون دادن (خوبم نشون دادن ) که کشکه.آدم که هستی نه !!!!!!
اون وقت چطوری میتونی باور کنی که خدا رو داری .
تو دلتو می ذاری وسط یکی می آد جفت پا می پره روش تا یکی دیگه حالشو ببره .تو به احترامش میمیری
اون وقت اون می آد واست ......
لعنت به این خدا
لعنت به این خدا

