مجموعه ۶۰ فیلم 2010 مجموعه ۶۰ فیلم 2010
۱۲۸۰۰ تومان+هدیه فیلمهای اسکار
با کیفیت عالیDivX و زیرنویس فارسی
مجموعه ی شعبده بازی
بیش از ۲۰ ساعت شعبده بازی جنجالی که بسیار از افراد دنیا را حیرت زده کرده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 30 بهمن ماه سال 1386 Date & Time :: 09:36 AM

بهاریست مانده به راه و آسمانی که برای گریستن خجالتی شده.


و یک ایل. اما نمی بینمش. کو زنانش،من برنو می خواهم.


من ایمان می خواهم، من زندگی می خواهم. و چشم هایم چون بهار مانده اند به راه.


ایل من گم شده است. من پی هر صدای زنگوله ای . من صدای تیر می شنوم.


من دلم می گیرد. ایلم را خواهانم و می گردم در پی اش.


آنجا پشت چراغ قرمز نه شاید الان مولتی ویژن پخشش می کند.


شهر شلوغ است کمکم میکنی؟


ملاصدرا،سینما سعدی، بلوار چمران، چهارراه زند، حافظیه، هتل پارس،


ستار خان، همه را گشتم نبود.


تو پاساژها را بگرد. راستی باغ مهر و تولد(!) دوباره هنوز مانده اند.


دختر ایل


ایلم ، جانم


نفسهایمان تو را می شمارند.


درد بی غیرتی خردمان میکند


.مردانت همه غیرت تریاکی دارند.


و زنانت. زیبایانت، عروسانت، عزرائیل سکوت دشتانت، خیابان ها را اندام می نمایند.



ایلم، گلم


نیستی و کودکانت را ضایعات، نان شب شده.


جوانانت کوچه نشین های خوبی شده اند. دیگر عباس(س) تو را بیمه ی دانایی آمده.


امارت های سیاه پوش دشتانت، حاشیه شهر ها، بی آب ، بی گاز و حتی آدمی را آرزویت.



ایلم، رویایم


عاشقان جشن هایت، چشم ها را می چرانند.


و مسافر کش های نیت خیر گشته اند. راستی ناموسشان الان کجاست؟


وای داشت یادم می رفت، زبانت، سرودت همه رفته اند از یاد و زمان.



ایلم، دلم


تو نترس، من هنوز می گردم چیز هایی یافته ام.


این بار جنوب را می گردم، حاشیه ها را. مگر نمی خواستند ساکنت کنند.


کتس بس، کرونی، بنی هاشمی، شیخ علی چوپان،ده پیاله،کشن. چیز ها اینجاست.


و تو نیز هستی. نه شاید تو نباشی.غیرتی نمی بینم، ناموسی نیست،


همسایه را کس نمی شناسد.


دختر خاله را نامحرم می دانند. اینجا خواهر ها چه کم اند.


تویی آیا؟


این بودن نیست.این ماندن نیست.


خود کی می آیی؟ حیاط خانه را اجاق کنده ایم و به آن قسم می خوریم.


دیوارهایمان را بوی نم چادرانت می دهیم. عباست بیمه گر است.


ما گاهی حرف هم می زنیم.( هارا گدمیشنگ سن؟)


می آیی؟

1 2 3 4 >>